تایتل قالب


۷۸ مطلب با موضوع «طنز» ثبت شده است

ﻃﺮﻑ ﻓﺎﻣﯿﻠﯿﺶ “ﺧﺒﺮﺩﺍﺭ ” ﺑﻮﺩﻩ !
ﻣﯿﺮﻩ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ، ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﻣﯿﮕﻔﺘﻪ : ﺧﺒﺮﺩﺍﺭ
ﯾﺎﺭﻭ ﺩﺳﺖ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻣﯿﮕﻔﺘﻪ : ﺣﺎﺿﺮ ﻗﺮﺑﺎﻥ !
ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﻫﻢ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻔﺘﻪ :
ﺍﺣﻤﻖ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻧﺒﻮﺩﻡ !
ﺻﺎﻑ ﺑﺎﯾﺴﺖ !
ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﮏ ﻫﯿﺄﺕ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺷﺪ ﺑﯿﺎﻥ ﺑﺎﺯﺩﯾﺪ !
ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺁﺑﺮﻭﺵ ﻧﺮﻩ ﺑﻬﺶ ﯾﮏ ﻣﺎﻩ ﻣﺮﺧﺼﯽ ﻣﯿﺪﻩ
ﻫﯿﺄﺕ ﺑﺎﺯﺩﯾﺪ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﻭﻣﺪﻧﺪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻠﻨﺪ ﮔﻔﺖ : ﺧﺒﺮﺩﺍﺭ
ﻫﻤﻪ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍ ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻧﺪ : ﺭﻓﺘﻪ ﻣﺮﺧﺼﯽ


به نام حضرت حق.....

این مطلب توسط دوواسطه به ما رسیده ومن هم دیدم این مطلب خیلی قشنگه گذاشتمش.

این مطلب دروبلاگ <<بلاگ فان>> که این وبلاگ هم از<<میرزا>> نوشته بودند آمده است:

خوب نیست آدم انگلیسی بلد نباشد. فارسی یادتان رفت، رفت، اما انگلیسی را بجویید حتی اگر در آمریکای جنایت‌کار باشد یا اروپای خیانت‌کار و یا هر جهنم دره‌ای!
چند روز پیش هوس کردم سری به چای‌خانه سنتیِ چهارباغ بزنم. چون کارهای من غیرِ کار آدمیزاد است، دست به این کار شنیع زدم، شما سعی کنید از این کارهای خبیثانه انجام ندهید.
طبق قول «اگه هوسه، یه بار بسه»، به خواهش نفسم عمل کرده و نیت کردم بعد از مدت‌ها قلیانی بکشم و صفایی به ریه بدهم. وارد چای‌خانه شدم. به آقایی که همان اول یک «بفرماین» تحویلم داده بود، گفتم: «یه قلیون به انتخابی خودیدون بیذارین.» با مهربانی پاسخم داد: «سَبُک باشِد یا سنگین؟»» سنگین می‌کشیدم، مطمئناً تا خانه تلو‌تلو می‌خوردم، گفتم: «سَبُک باشِد دادا.» فریاد زد: «ممده دادا! یه پرتقال...» ممده که گفت: «رو چِشَم»، من در منتهی‌الیه چای‌خانه، روی تختی جاخوش کرده بودم.
حلقه‌های دود، یکی پس از دیگری از دهانم خارج می‌شد و ته‌مانده دودهای کنار دستی از لابلای آن‌ها عبور می‌کرد. بلبشویی بود این آخر محفل از دود! از زیر و بم دود، دو عدد بادامِ بوداده در وسط یک دایره به چشمم خورد. دیدم یک خارجکی چشم بادامی کنارم نشسته و از زغالِ سر قلیان عکس می‌گیرد. خواستم سر صحبت را باز کنم و باهاش عکس بگیرم. تمام کشوهای حاوی لغات خارجکی مغزم را که بیرون کشیدم، هشت تا کلمه و یک جمله انگلیسی یافت کردم. «hello» و «thank you» و «ok» را که هر بنی بشری بلد است، «good» را هم که از فیلم‌های هالیوودی یاد گرفته بودم. «bad» هم که اگر هم‌معنی با «بد» خودمان نبود، نمی‌دانستم و «hand» و «head» را هم که از فوتبال دارم. یک جمله هم بود که این اوایل کار، به کار نمی‌آمد. می‌ماند «photo» که اصلاً به همین نیت وارد عمل شده بودم.
آرام با پاییدن اطراف به چشم بادامی گفتم: «هِلو!» جواب داد. گفتم: «ببخشیندا، شوما ژاپنی یا چینی یا کُرِی؟» هم وطنِ تخت کناری پوزخندی زد و جمله‌ای انگلیسی بلغور کرد که من نفهمیدم! خارجکیِ چشم بادامی اما سریع جوابش داد: «Japan»
سر تکان دادم: «اوه، ژاپن!... اون‌وقت ژاپن گودِس یا ایران؟» باز یارو که فهمید پشیزی انگلیسی حالیم نیست، خندید و رو کرد به توریست ژاپنی و گفت: «Japan is good or Iran?» پاسخش داد: «good، good!» گفتم: «باریکِلّا! میگِد هر دوتاش گودِس، آما ایران گودتِرِسا!» بالاخره حرف دلم را زدم و گفتم: «اجازه می‌فرماین یه فوتو با هم بیگیریم؟» متوجه شد و جواب داد: «اوه، فوتو، یس...»
گوشی را به همان فرد تخت کناری که نیشش تا بناگوش باز بود سپردم و دست گذاشتم روی شانه‌های توریست ژاپنی و گفتم: «بی‌زحمِت شومام هَندیدونا بیذارین رو شونا من.» سر تکان داد و گفت:«photo!» گفتم: «نه؛ میگم هندیدونا... ولش کونین، هَندی من فقط رو شونه شوما باشِد کافیِس!»
هَندم را گذاشتم روی شانه‌های توریست و با صدای «چیلیک»، تنکیویی گفتم و رفتم روی تخت خودم. خنده‌های هم‌وطن عذابم می‌داد و در دل خودم را لعنت می‌کردم که چطور دامنۀ لغات انگلیسی‌ام را افزایش ندادم که با این فضاحت روبرو نشوم. این خنده‌ها که بیش از حد فشار آورد و سه، چهار لغت باقیمانده که دیگر به کارم نیامد، بی‌خیال الباقی حلقه‌های دود شدم و برخواستم و گفتم: «Nice to meet you!» جواب که داد، حساب کردم و الفرار!
همه این کلمات را روی صفحۀ بلاگفان ریختم و با درآمیختن آن‌ها، تار و پود این مطلب را در هم تنیدم که بگویم: «زبان انگلیسی را فرا بگیرید که حتی موقع کشیدن قلیان هم به کارتان می‌آید!» یک کلام: «اطلبو الانگلیسی ولو بالقهوه‌خانه، اصلاً ولو بالجّاپون!»

---------------------------------------------------------------------------------

 برای باردوم میگم:منبع:بلاگفان ومیرزا

التماس دعا.

درپناه حق.........

پایان...


علی محمدرضایی ۹۵-۹-۱۶ ۴ ۱ ۱۲۷

علی محمدرضایی ۹۵-۹-۱۶ ۴ ۱ ۱۲۷


سلام بعد از مدت ها یه پست طنزم زدیم تنگش

بهتون پیشنهادمیکنم حتما فیلم های پست قبلی رو ببینید ....



علی محمدرضایی ۹۵-۸-۱۴ ۶ ۲ ۲۱۸

علی محمدرضایی ۹۵-۸-۱۴ ۶ ۲ ۲۱۸


 

به نام حضرت حق

میخوام امروزخنده را برلبانتان بیاورم

اس ام اس خنده دار و جوک ماه مهر و مدرسه , جوک ماه مهر و مدرسه

………… جوک خنده دار مهر …………

عاغا کصافط اینطوری نوشته میشه “کثافت”

گفتم یادآوری کنم بچه هایی که میرن مدرسه غلط املایی هاشونو گردن ما نندازن !

راستی عاغا هم آقا نوشته میشه !

………… جوک خنده دار مهر …………

غصه نداره که تا چشم به هم بزنی ۹ ماه تموم میشه …

” زمزمه های پدر و مادر در غروب ۳۱ شهریور “

………… جوک خنده دار مهر …………

حلول ماه مهر

ماه اتمام خوابهای رویایی

شب بیداری های طولانی

بخور بخواب و بیکاری

گشت و گزار و عیاشی

بر شما خجستگان عزیزتر از جان ، تبریک و تسلیت باد …

………… جوک خنده دار مهر …………

شما یادتون هست بزرگترین خلاف ما زمان مدرسه داشتن حل مساعل بود

از اختلاص هم جرمش بیشتر بود !

وقتی جوابا رو میخوندیم همه جوابا مثل هم بود

………… جوک خنده دار مهر …………

یادش بخیر لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواب

بین ساعات ۷:۰۰ تا ۷:۱۵ وجود داشت

توی هیچ چیزی دیگه وجود نداشت و ندارد و نخواهد داشت

………… جوک خنده دار مهر …………

یادش بخیر؛ در به در دنبال یکی میگشتیم کتابامونو جلد کنه !

………… جوک خنده دار مهر …………

یکی از ترسناک ترین جملات دوران مدرسه :

یه برگه از کیفتون بیارید بیرون !

………… جوک خنده دار مهر …………

همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم

تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من می فته

………… جوک خنده دار مهر …………

آخه من نمیدونم شادی های های راه مدرسه که میگن یعنی چی؟

ما که یا کتک میخوردیم یا کتک میزدیم

شادی مادی هم در کار نبود فقط گریه و لباس پاره

که البته بعداز اون هم مادر گرامی از خجالتمون حسابی درمیومدن

………… جوک خنده دار مهر …………

یکی از جملاتی که در دوران مدرسه

از معلمین و مدیر و معاونیین محترم به کرات شنیده میشد این جمله بود :

“پرونده تون رو میزاریم زیر بغلتون”

خداییش کی دیده پرونده دانش آموزی را بزارن زیر بغلش ؟

مگه هندونس ؟!

………… جوک خنده دار مهر …………

اول مهر و شروع شدن حکم فرمایی شما را در مدرسه تبریک میگوییم ،

از طرف جمعی از بچه ها واسه شما مدیر عزیزمـــون !

………… جوک خنده دار مهر …………

یادش بخیر غربت کلاس جدید

و غصه همکلاس نبودن با بچه های سال قبل !

………… جوک خنده دار مهر …………

یادش بخیر یکی از استرس های زمان مدرسه این بود که

زنگ ورزشمون چه روزیه و چه ساعتی ؟!!

افتادن زنگ ورزش اونم دو زنگ آخر پنجشنبه

از انتصاب به عنوان مدیر کل شرکت مایکروسافت هم بالاتر بود

………… جوک خنده دار مهر …………

من مدرسه که میرفتم همیشه سر کلاس به این فک میکردم که

اگه پنکه سقفی بیفته کله کیا قطع میشه !

………… جوک خنده دار مهر …………

دلم واسه اول دبستانم تنگ شده

که وقتی تنها یه گوشه ی حیاط مدرسه وایسادی

یه نفر میاد و بهت میگه با من دوست میشی؟

………… جوک خنده دار مهر …………

وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم

الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم

گوشه کلاس دم سطل آشغال بتراشیم

………… جوک خنده دار مهر …………

سلامتی اونی که همیشه یا بیرون کلاس بود

یا تو دفتر مدرسه فقط به عشق اینکه خنده رو لب دوستاش بنشونه

………… جوک خنده دار مهر …………

تو مدرسه آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم

درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن …

………… جوک خنده دار مهر …………

ورودی جدید داشتیم که همون روز اول ۵،۴تا نیمه گمشده پیدا کرده

………… جوک خنده دار مهر …………

برای با هم بودن بهانه زیاد است

بیا ما هم با هم باشیم

البته شنبه سر کلاس !

………… جوک خنده دار مهر …………

یه ﭼﯿﺰﯼ ﺑﮕﻢ؟

.

.

.

ﺍﻭﻝ ﻣﻬﺮ

………… جوک خنده دار مهر …………

سوال : یکشنبه میایی دانشگاه یا سه شنبه ؟

پاسخ صحیح : بعد از حذف و اضافه

امیدوارم بااین جوک ها یخورده بهتون خوش گذشته باشه.


دختره از ناخون پاش عکس انداخته ۶۰۰تالایک خورده+۴۰۰تا کامنت

.

.

.

.

.

.

.

.

اونوقت من از آبشار نیگارا پریدم پایین ۳تا دیس لایک خورده


به نام حضرت حق

سلام...

یکی ازجالبی های بابابزرگم اینه که هرکجاش دردبگیره میگه برویکم عرق نعنابیار.

تازه به یه ذره دوذره هم که راضی نیست.ماهی سه چهارتا شیشه نوشابه عرق نعنا میخوره.

خخخخخخخخخخخخ پیرمرده دیگه...


تاحالادقت کردین یه پاک کن هیچوقت تموم نمیشه!!!

.

.

.

.

بلکه نصف که میشه یاگم میشه یا دزدیده میشه...

نه جان من دقت کرده بودین؟؟؟؟


۱ ۲ ۳ ... ۸ ۹ ۱۰

یاسان

سلام،به یاسان خوش اومدید.
فقط لایک ونظر یادتون نره...

دنبال کنندگان بیانی
پیوندهای روزانه