تایتل قالب


۲۰ مطلب با موضوع «مدرسه و کنکووووررر» ثبت شده است

امان از این کنکوور که موهام رو هم ازم گرفت....

+یادمه تاهمین پارسال که وبلاگ های دیگه کنکوری بودن وهمش درباره کنکور حرف میزدن من همش میگفتم ای بابا چقدر اینا غر میزنن....

حالا شده جریان ما....

+لطفا همگی دعایم کنید منم دعاتون میکنم

دست بوس همتونم فعلا...

خداحافظ...


خدایا مارو ازشرّمعلم هایی رو که حتی به درد گاوچرونی هم نمی خورن راحت کن...

خدایا مارو از شرّ این مشاورهای گاو چرون راحت کن...

خدایا مارو از شرّ کنکور راحت کن...

خدایا این صادق خانی رو بکش که ازوقتی بابام ازجلسش اومده خونه ما شده زندان...

خدایا مارو ازشرّ کنکور راحت کن(برای بار دوم)...

خدایا خستگی های روز های رفتن به کلاس رو ازبین ببر...

خدایا این مهدی(داداشم) رو آدم کن که انقدر هوار نکشه....

الهیییییییییییی آآآآآآآآآآآآآآممممممممممییییییییییننننننننننننن............

+هیچی درباره توهین کردن و ازاین جور حرفا بهم نگین که یهو پاچه میگیرم اعصابم بدجور داغونه....


آخرش هم ما نفهمیدیم کجای این تابستون طلاییه؟؟؟؟؟؟؟

ماکه فقط توش بدبختی دیدیم....

ونتیجه نگرفتن.........


ینی امان از روزای 1شنبه و2شنبه و4شنبه مخصوصا 2شنبه حالم ازشون بهم میخوره...

خیلی خسته میشم وقتی هم که ازکلاس عین جنازه برمیگردم خونه بایدبشینم مثِ خَر درس بخوانم...

هیییییییییی.........

واقعا خوشی ها کجایین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دقیقا کجایین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ازهمین الان کم اوردم...

+دومین ازمون هم گذشت...

همه درسها خوب شده بودن غیرازفیزیک که کلی افت کردم(-2 درصد)

اصلن هیچی یادم نبود ازش و وِری سخت...

بریم سراغِ هفته ی بعدی ببینیم چی میشه...


خوبی فیلمای طنز اینه که اگه کل فیلم رو ندیده باشی یه نفر میتونه کل داستان روبرات تعریف کنه

ولی فیلمای اجتماعی چی؟؟؟؟

اگه ده دقیقه از قسمت اولشو ندیده باشی، ۵۰۰نفرم بیان و ۲۰روز واست تعریف کنن،آخرشم نمیفهمی ماجرا چیه‌؟؟؟

+این روزا انقدر درس میخونم که حتی توخواب هم مغزم داره درس میخونه...

+اشکال نداره بالاخره این روزاهم تموم میشه...


به نام حضرت حق.....

سلام......

امروز درمدرسمون جشن 22بهمن بودچون فردا چهارمی ها(پیشی ها) درمدرسه نیستن وامروز برگذارشد.....

مراسم تقریبا چرتی بود وهیچ جذابیتی نداشت به غیرازنمایشش که خیلی عالللللیییییییی بود...

تازه اون نمایش هم ازدانش آموزایی بودن که قبلا تواین دبیرستان بودند والان بازیگرشده  بودند....

خیلی خنده داربود.........

وسط های نمایش یکی ازبازیگرها گفت که حالا میخوام یه مسابقه برگزار کنم.......

گفت من میخوام فامیل هامو بیارم بالا........

فامیلام کوشن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

چندنفردستشونو بردن بالا.......

من به بقل دستیم گفتم خب توهم برو یه جایزه هم میگیری..........

اون گفت نه نمیخوام به زور دستشو بردم بالا وگفتم این این این.........

یهو مجری گفت تو بیا سرمو کردم به طرف صحنه که یهو دیدم انگشتش به سمت منه...........

گفتم من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گفت بله.......

من خیلی تعجب کردم وباخوشحالی رفتم بالا.........

چون همیشه فکرمیکردم شرکت کننده هاازخودشونن......

مسابقه این بود که هرنفر اول خودشو به یه سبک خوانندگی معرفی کنه وبعدش خودمجری یه صدا دربیاره وما دابسمش بازی کنیم........

من به سبک غمگین خودم رومعرفی کردم عجیب بود من که اهنگای شاد روخیلی دوس دارم به سبک اهنگای غمگین خوندم...

وقتی تموم شد مجری گفت:مراسم هفتم و چهلم در خیابان مطهری برگذار میشود.

ازین  به بعد هرمراسم ترحیمی داشتید به ایشون بگید مداح خوبیه.......

وهمه زدن زیر خنده........

نفربعدی که به سبک اهنگ ((لای لای لای لای لای لای لای))معرفی کرد خودشو....

نفربعدی گفت:او او امید جهان نیستم،فلانی هستم

که یهو از اون صدا گاوی هایی که قبلا گفتم  کل جمعیت در آوردن وگفتند اووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووع

وبنده خدارو کلی ضایع کردن

نفرآخرهم به سبک رپ خودش رو معرفی کرد...

بعد رفتیم سراغ دابسمش و وقتی اجرایم تموم شد کل جمعیت برایم دست زدند وتشویقم کردند

دونفرشون خیلی بد اجراکردند واما نفر آخر مثل من خوب اجرا کرد البته به کمک مجری که وسطش کلی مسخره بازی کرد

بعدنوبت به رای دادن رسید من ونفر آخر را همه تشویقمون کردند اما اون دو نفررو هیچکس تشویق نکرد ومجری بهشون گفت شماها فامیلاتونو باخودتون نیاوردید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

و همه خندیدند.......

خلاصه به من واون یکی برنده شدیم ونفری 5هزارتومن هم از معاون پرورشیمون جایزه گرفتیم.........

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

وقتی مراسم تموم شد رفتیم بیرون وپای سیب دادند.......

درزنگ تفریح هرکس منو میدید میخندید........

آخرسر ازیکی پرسیدم چیه همتون میخندید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گفت خب خیلی خنده دار و باحال اجرا کردی......

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن:آی ام دابسمشر.........

پ.ن2:ازین به بعد  به من  بگین دابسمشر........

پ.ن3: اصلا  فکرنمیکردم استعدادی تواین امرداشته  باشم

فعلا خداحافظ......


علی محمدرضایی ۹۵-۱۱-۱۹ ۹ ۳ ۱۶۱

علی محمدرضایی ۹۵-۱۱-۱۹ ۹ ۳ ۱۶۱


کی بهترین بابای دنیارو داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟من من من من...

به نام حضرت حق...

سلام...

بهترین عنوانی که به نظرمن رسید همین جمله بود

اولین باری بود که پدرم روانقدر منطقی دیدم

روزدوشنبه کارنامه اینجانب رودادن وهمان طور که پیش بینی میشدیکی ازافتضاح ترین نمرات دوران تحصیلم روگرفته بودم

خداروشکر!!!!

اگه معدلم روبفهمید واقعا به این جمله ی آخرم خواهد خندید

ولی میگن بنده باید توهر شرایطی شکر کنه

خب بریم سراغ اصل مطلب

من کارنامه روگذاشتم روی اُپِن ورفتم داخل اتاق وتادو سه ساعت ازاتاق بیرون نزدم

برای این هم میترسیدم چون میدانستم پدرم رفتاربدی بامن خواهد کرد

بعد ازاینکه ازاتاق زدم بیرون  یه بسم الله گفتم واخمامو کردم توهم وبه آرامی به بابام سلام کردم

انتظارداشتم که یه فریاد اساسی بزنه ولی دیدم که باکمال خونسردی سلام کرد وگفت:

چته؟؟؟؟؟؟چرا اخمات تو همه؟؟؟؟؟؟  مگه کشتی هات غرق شده؟؟؟؟؟؟؟

تو تلاشتو کردی و نشده دیگه

ایشالله نوبت دوم بیشترتلاش میکنی نتیجه میگیری

مغزم سوت کشید مگه میشه مگه داریم

اصلا همچین رفتاری بعید بود همیشه کلی غر میزد ومیرفت توکل فامیل پر میکرد که مثلا علی فیزیک شده14.

بگذریم.......

من اون روزفهمیدم بهترین پدردنیا رو دارم.اماخب درسته که بعضی وقت هاهم عصبانی میشه دیگه.....

پس:

-((کی بهترین بابای دنیا رو داره؟؟؟؟)))

-من من من من......

پ.ن:اِ اِ اِ اِ.... بازم یادم رفت ماجراهای اون 40 پنجاه روزی که نبودم رو بگم ایشالله بعدا تعریف میکنم.

پایان


علی محمدرضایی ۹۵-۱۱-۱۲ ۷ ۴ ۱۷۶

علی محمدرضایی ۹۵-۱۱-۱۲ ۷ ۴ ۱۷۶


به نام حضرت حق

سلام

مایک معلم خوش اخلاق هندسه داریم به نام آقای شیرغلامی.

شیرغلامی یکی از بهترین معلم های دنیاس که منی روکه حالم با هندسه یکه آقای ح.ن(1)به هم میخورد حالا حتی 20هم ازش میگیرم.

کلا معلم باحالیست وماسرکلاسش کلی میخندیم واووووووووووووووووووووووع (2)میکشیم وحتی به خودمعلم اوووووووووووووع میکشیم به هم دیگه تیکه میندازیم وکلا کلاس مفرّحیه باهاش.

امروز زنگ اول باهاش کلاس داشتیم...

مثل همیشه شادوخندون اومد سرکلاس ومثل همیشه باشادی درس داد وبرایش حتی اووووووووووووووع هم کشیدیم.

وسط کلاس هرچنددقیقه یکباربهش زنگ میزدند کمی حرف میزد اخمایش میرفت توهم اما تا تلفنش تمام میشد دوباره شادمیشد.

وماهم چیزی نگفتیم.

خلاصه زنگ خوردومارفتیم.تااینکه زنگ سوم معلم عربی گفت هفته دیگه دوشنبه امتحانه و........

ماگفتیم هفته دیگه آقای شیرغلامی میخواد امتحان بگیره.گفت: آقای شیرغلامی که بهش زنگ زدند مادرش فوت کرده واحتمالا هفته ی دیگه هفتمش هست وامتحان نمیگیره....

بیچاره آقای شیرغلامی دلم واسش سوخت..........

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

1.معلم مزخرف هندسه پارسالمان

2.ما وقتی یکی داره حرف میزنه ومیخوایم مسخرش کنیم کل کلاس با ولوم 10000میگیم((اوووووووووووووووووووووووووووع))وبه کل شخص میره توافق محو میشه

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 برای مادرش یک فاتحه لطفا

پایان


علی محمدرضایی ۹۵-۹-۱۵ ۹ ۱ ۱۰۸

علی محمدرضایی ۹۵-۹-۱۵ ۹ ۱ ۱۰۸


۱ ۲ ۳

یاسان

سلام،به یاسان خوش اومدید.
فقط لایک ونظر یادتون نره...

دنبال کنندگان بیانی
پیوندهای روزانه