تایتل قالب


۲۷ مطلب با موضوع «مناسبتی» ثبت شده است

دوسال از افتتاح اینجا گذشت...

چقدر زود میگذره عمر...

+بالاخره این امتحانات نهایی لعنتی هم تموم شد و حالا من هستم و کنکور پیش رو...

+شهادت حضرت علی علیه السلام برشما تسلیت باد


علی محمدرضایی ۹۶-۳-۲۵ ۹ ۳ ۱۰۰

علی محمدرضایی ۹۶-۳-۲۵ ۹ ۳ ۱۰۰


به مناسبت 17مین سالگرد تولدم بزنید کف قشنگه رو....


علی محمدرضایی ۹۵-۱۱-۱۶ ۶ ۵ ۱۴۸

علی محمدرضایی ۹۵-۱۱-۱۶ ۶ ۵ ۱۴۸


مهربان، متین و خوش اخلاق
حسن جوهرچى هم رفت... ناگهان
تسلیت به خانواده محترم جوهرچى و اهالى هنر
عجب سال بدى
یادش گرامی روحش شاد

فقط میتونم تاسف بخورم


علی محمدرضایی ۹۵-۱۱-۱۵ ۴ ۳ ۱۳۸

علی محمدرضایی ۹۵-۱۱-۱۵ ۴ ۳ ۱۳۸


 

به نام حضرت حق

میخوام امروزخنده را برلبانتان بیاورم

اس ام اس خنده دار و جوک ماه مهر و مدرسه , جوک ماه مهر و مدرسه

………… جوک خنده دار مهر …………

عاغا کصافط اینطوری نوشته میشه “کثافت”

گفتم یادآوری کنم بچه هایی که میرن مدرسه غلط املایی هاشونو گردن ما نندازن !

راستی عاغا هم آقا نوشته میشه !

………… جوک خنده دار مهر …………

غصه نداره که تا چشم به هم بزنی ۹ ماه تموم میشه …

” زمزمه های پدر و مادر در غروب ۳۱ شهریور “

………… جوک خنده دار مهر …………

حلول ماه مهر

ماه اتمام خوابهای رویایی

شب بیداری های طولانی

بخور بخواب و بیکاری

گشت و گزار و عیاشی

بر شما خجستگان عزیزتر از جان ، تبریک و تسلیت باد …

………… جوک خنده دار مهر …………

شما یادتون هست بزرگترین خلاف ما زمان مدرسه داشتن حل مساعل بود

از اختلاص هم جرمش بیشتر بود !

وقتی جوابا رو میخوندیم همه جوابا مثل هم بود

………… جوک خنده دار مهر …………

یادش بخیر لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواب

بین ساعات ۷:۰۰ تا ۷:۱۵ وجود داشت

توی هیچ چیزی دیگه وجود نداشت و ندارد و نخواهد داشت

………… جوک خنده دار مهر …………

یادش بخیر؛ در به در دنبال یکی میگشتیم کتابامونو جلد کنه !

………… جوک خنده دار مهر …………

یکی از ترسناک ترین جملات دوران مدرسه :

یه برگه از کیفتون بیارید بیرون !

………… جوک خنده دار مهر …………

همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم

تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من می فته

………… جوک خنده دار مهر …………

آخه من نمیدونم شادی های های راه مدرسه که میگن یعنی چی؟

ما که یا کتک میخوردیم یا کتک میزدیم

شادی مادی هم در کار نبود فقط گریه و لباس پاره

که البته بعداز اون هم مادر گرامی از خجالتمون حسابی درمیومدن

………… جوک خنده دار مهر …………

یکی از جملاتی که در دوران مدرسه

از معلمین و مدیر و معاونیین محترم به کرات شنیده میشد این جمله بود :

“پرونده تون رو میزاریم زیر بغلتون”

خداییش کی دیده پرونده دانش آموزی را بزارن زیر بغلش ؟

مگه هندونس ؟!

………… جوک خنده دار مهر …………

اول مهر و شروع شدن حکم فرمایی شما را در مدرسه تبریک میگوییم ،

از طرف جمعی از بچه ها واسه شما مدیر عزیزمـــون !

………… جوک خنده دار مهر …………

یادش بخیر غربت کلاس جدید

و غصه همکلاس نبودن با بچه های سال قبل !

………… جوک خنده دار مهر …………

یادش بخیر یکی از استرس های زمان مدرسه این بود که

زنگ ورزشمون چه روزیه و چه ساعتی ؟!!

افتادن زنگ ورزش اونم دو زنگ آخر پنجشنبه

از انتصاب به عنوان مدیر کل شرکت مایکروسافت هم بالاتر بود

………… جوک خنده دار مهر …………

من مدرسه که میرفتم همیشه سر کلاس به این فک میکردم که

اگه پنکه سقفی بیفته کله کیا قطع میشه !

………… جوک خنده دار مهر …………

دلم واسه اول دبستانم تنگ شده

که وقتی تنها یه گوشه ی حیاط مدرسه وایسادی

یه نفر میاد و بهت میگه با من دوست میشی؟

………… جوک خنده دار مهر …………

وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم

الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم

گوشه کلاس دم سطل آشغال بتراشیم

………… جوک خنده دار مهر …………

سلامتی اونی که همیشه یا بیرون کلاس بود

یا تو دفتر مدرسه فقط به عشق اینکه خنده رو لب دوستاش بنشونه

………… جوک خنده دار مهر …………

تو مدرسه آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم

درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن …

………… جوک خنده دار مهر …………

ورودی جدید داشتیم که همون روز اول ۵،۴تا نیمه گمشده پیدا کرده

………… جوک خنده دار مهر …………

برای با هم بودن بهانه زیاد است

بیا ما هم با هم باشیم

البته شنبه سر کلاس !

………… جوک خنده دار مهر …………

یه ﭼﯿﺰﯼ ﺑﮕﻢ؟

.

.

.

ﺍﻭﻝ ﻣﻬﺮ

………… جوک خنده دار مهر …………

سوال : یکشنبه میایی دانشگاه یا سه شنبه ؟

پاسخ صحیح : بعد از حذف و اضافه

امیدوارم بااین جوک ها یخورده بهتون خوش گذشته باشه.


اینم قربونی من برای عید قربان،همتونم فردا خونه ما دعوتید.

نخند وسع من درهمین حده.

عید هم برشما مبارک


سلام. میلاد امام هشتممون مبارک.


به نام حضرت حق

این تابستان هم مثل تابستان های دیگه همینجوری تخت گاز داره میره جلوومابایدازوقت خودمون خوب استفاده کنیم.

من به پیشنهادفاطمه.ح دارم یه پست مینویسم درباره کارهایی

که میتوانیم دراین تابستان بکنیم:

1.رفتن به شهربازی:

به نظرمن شهربازی فقط برای بچه هانیست وهرکس از2ساله تا 200ساله بهش احتیاج داره.چون محلیه برای تخلیه کردن خود.  وکلا به آدم خوش میگذرد.

دروسایل شهربازی خیلی ازوسایل هستند که بعضی هاشون به آدم خوش میگذره وبعضی هاشونم اصلا خوشن نمیگذره وبه نوعی چرته.

من دراین وسایل بیشترازهمه ماشین برقی روخیلی دوست دارم،اما میخوام درباره کشتی اژدر باهاتون صحبت کنم.

کلا وسیله ی عجیبی ست.اولش که راه میفته آدم میگه چه وسیله ی مسخره ایه.خیلی کم میره بالا واصلا هم ترس نداره.ولی یک دقیقه که میگذره آدم قلبش میاد تودهنش وانقد زیاد میره بالا که آدم پشیمون میشه که چرااصلا سوارشد.یه دف که من سوار شده بودم یه خانم بود که انقد ترسیده بودودادمیزدوخداوپیغمبرویادمیکرد که من یه لحظه یادقیامت افتادم.جالبی این وسیله اینه که وقتی می آی پایین بااینکه اون بالا خیلی میترسی،حال خوبی داری اما وقتی به خونه میرسی یک تحول عجیبی درونت اتفاق می افته.اول معده ت بهم میریزه وبعدهم یک اتفاق عجیب.(استفراغ)

مال من که همیشه همینه.

2.دیدن سریال های بیخود تلویزیون(خخخخخخخخخخ):این پیشنهاد بدنیست وحدود40روز الاف میشی وبعدش هم میبینی هیچی نمیشه.البته این شبها سریال قشنگی ازشبکه3پخش میشه به نام پریا که سریال قشنگی ست وتوصیه میشه.هرشب ساعت21.

3.رمان خواندن:خواندن کتاب ورمان کلا کارخوبی ست وتوصیه میشود وتقریبا کل وقت رامیگیرد.

اگرهم پول نداریدکه رمان بخرید،میتوانید یک نرم افزارخوب رادانلودکنیدبه نام رمان خانه.دریافت

این نرم افزار پراست از رمان های خوب.

4.دیدن عکس نوشته های طنز:شما میتوانیدعکس نوشته های طنزرودراینترنت ببینید امااگه حال گشتن دراینترنت رو ندارید میتونید برنامه مجموعه ترول رادانلودکنید.

وکلی بخندید.دریافت

5.سرزدن به وبلاگ های بیان:الف)همینجا:اگه حالتون بد بود میتونید بیایید اینجا وحالتون خوب بشه.

ب)آقای سربه هوا:این وبلاگ پراست از نوشه های قشنگ وشما میتونید وقتتون روپرکنید.

ج)خیلی دیگه از وبلاگ های دیگه هم هستند که قشنگ مینویسند ودیگه ذکرنمیکنم.

پایان


علی محمدرضایی ۹۵-۵-۲۰ ۷ ۲ ۱۳۲

علی محمدرضایی ۹۵-۵-۲۰ ۷ ۲ ۱۳۲


به نام حضرت حق

به نظرتان چه کنم؟

به نظرتان بااین بچه چه کنم؟

امروزتولدبچه ای ست که درتاریخ 25خرداد94 به دنیااومدوالان میتواندتاتی تاتی کندومقداری راه برود.یادم می آیدکه آن روزازمدرسه برگشته بودم وامتحان ادبیات هم داشتم وخراب کرده بودم اساسی.حالم اصلا خوب نبودچون میگویند اگرامتحان اول وامتحان آخرروخراب کنی همه امحانهاراخراب میکنی ومن امتحان اول روخراب کرده بودم ودرآستانه امتحان آخربودم.به بیمارستان رفتم تاخودم رادرمان کنم که صدای گریه ای شنیدم.

صدای بچه ای بودکه ازاتاق زایمان می آمدمن به طرف  اتاق رفتم ودیدم بچه ای سفیدرو داردگریه می کند.به پرستارگفتم خانم پرستار

مادریاپدراین بچه کجایندکه بهشون بریک بگم به خاطر بچه به این خشگلی به دنیاآوردن؟

اشک درچشمانش جمع شدوگفت:مامادراین بچه روخونین ومالین جلوی دربیمارستان پیداکردیم وپدرش هم نمیدانیم کجاست؟ومتاسفانه مادرش هم سرزا رفت ومافقط تونستیم بچه رونجاتش دهیم.

من  دلم سوخت ودرفکرخودم گفتم ینی این بچه حالا میخوادچه کند؟اوکه کاری بلد نیست..........

تازه به دنیا آمده ونه پدرداردنه مادر.................

تصمیم گرفتم به دروغ بگویم که من پدراین بچه رومیشناسم وبچه روبگیرم وخودم بزرگش کنم.

خلاصه بچه روگرفتم وبردمش خونه وفقط به دادشم گفتم که اوضاع ازچه قراراست.

.

.

.

.

.

درطی این یکسال که گذشته من دریکی ازاتاق های پشتی خانه مان ازاین بچه مراقبت می کنم وهردفعه هم آمدم تا موضوع روبگم یک مسئله ای پیش آمدونشدبگم.لطفن یک راه حلی بهم پیشنهاد بدید دارم دیوانه میشم.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

............................................................................

خیلی ممنونم که تابه اینجا به درددلهای من گوش کردید.لطفن راهنماییم کنید.

***

اون بچه الان اسمش آفتاب لب بوم هستم ومنظورمن ازبیمارستان اینترنت هست ومنظورمن از پرستار،محمّدجوادحیدری پرچکوهی

است که من روبا وبلاگ نویسی و((بلاگ دات آی آر))آشنا کرد.

امروزآفتاب لب بوم یکساله شدوامیدوارم صدسالگیش  روباهم جشن بگیریم.

به امیدآن روز.پایان


علی محمدرضایی ۹۵-۳-۲۵ ۸ ۱ ۱۳۰

علی محمدرضایی ۹۵-۳-۲۵ ۸ ۱ ۱۳۰


۱ ۲ ۳ ۴

یاسان

سلام،به یاسان خوش اومدید.
فقط لایک ونظر یادتون نره...

دنبال کنندگان بیانی
پیوندهای روزانه